تبليغاتX
من به اندازه ای زیبای تو تنها یم
 چند بیت شعر پرمعنا

اگر لذت ترك لذت بداني
دگر شهوت نفس لذت نخواني


از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

 عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل

 روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب
روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام

 ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
از سر برون نمي‌رود اين آرزو مر

 گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

 آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد

 توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد

نيازارم ز خود هرگز دلي را
كه مي ترسم در آن جاي تو باشد

 گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

 گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق
سوي درمي‌آيم و هرسو،نگاهي میکنم

 از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

 آورم پيش تو از شوق پيام دگران
گويمت تا سخن خويش به نام دگران

 من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

 گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

 غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

 گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند
حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو

 صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط
تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط

 گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم
هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم

 غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

 دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست
آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

 زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم
چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم

 تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

 بشنو از ني چون شكايت ميكند
از جداييها حكايت ميكند

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 6 اسفند1386 و ساعت 9:20 قبل از ظهر  
 لیلی و مجنون اینترنتی

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 6 اسفند1386 و ساعت 9:17 قبل از ظهر  
 نه نکته برای محبوب شدن

چند پیشنهاد جهت ارتباط موثر و محبوبیت در بین دیگران:

1

 یک پیشنهاد تکراری!! شنونده خوبی باشید . شاید بگویید گوش کردن که کاری ندارد, بله گوش کردن ساده است اما اگر شنونده فن گوش کردن را نتواند به درستی به کار ببندد , رابطه سالم و موثری پدید نمی آید. برای آنکه محبوب دیگران شوید باید حس گوش کردن را یاد بگیرید, تمرین کنید و بسیار به کار ببندید. هماهنگی لازم بین اینکه شما ژست بگیرید, توی چشم طرف مقابلتان زل بزنید و مرتبا سرتان را تکان بدهید اما حواستان پیش معامله خانه تان یا هر چیز دیگری باشد, هر کسی را متوجه این موضوع که شما فن گوش کردن را بلد نیستید می کند فن گوش کردن مغایر با خمیازه کشیدن , به ساعت مگاه کردن وتند تند آدامس جویدن است.

2

 صادق باشید, بدون ابهام و با صراحت و صداقت صحبت کنید. روابطی که این اصل راندارند بی شک قطع خواهند شد.

3

 همدلی کنید نه همدردی! هیچ کس درد هیچ کسی را به طور واقعی نمی فهمد, پس ما همدردی نمی توانیم کنیم اما همدلی فرایندی است که در طی ان خودمان را جای طرف مقابل می گذاریم و دنیا را از دریچه چشم او می نگریم. در همدلی قضاوت ممنوع است و ما حق نداریم درباره دیگران قضاوت کنیم مگر اینکه قاضی یا حقوقدان باشیم؟!

4

 حرف خود را مزه مزه کنید خودتان را جای طرف مقابل بگذارید و اگر گفته هایتان تلخ نبود به زبان بیاورید.

5

نصیحت نکنید هیچ یک از ما از نصیحت خوشمان نمی اید بیهوده خود را خسته نکنید و به جای نصیحت پیشنهاد بدهید.

6

سرزنش نکنید هیچ کس بی عیب نیست و هیچ گلی بی خار نمی باشد. پس دیگر جایی برای سرزنش باقی نمی ماند.سرزنش کردن بهداشت روانی دیگران را به خطر می اندازد.

7

 افراد را همان گونه که هستند بپذیرید اگر قصد محبوبیت دارید بهتر است افراد را با تمام بدی ها و خوبی هایشان بپذیرید. پذیرش بی قید و شرط را فراموش نکنید.

8

 احترام دیگران را نگه دارید تا وقتی به دیگران احترام نگذارید به شما احترام نمی گذارند و اصولا مردم جواب هدیه را با هدیه و جواب کتک را با لگد!!

9

 به شیوه مناسب مخالفت کنید به جای بلند کردن صدا, بحث و جدل مخرب و ...... ازروش خلع سلاح استفاده کنید. در این روش سعی می کنیم در حرفهای طرف مقابل حقیقتی را بیابیم. حتی اگر با کل سخن مخالف هستیم. این روش تسکین دهنده و آرام بخش اعصاب است.

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 6 اسفند1386 و ساعت 9:14 قبل از ظهر  
 راز های شگفت انگيز از زندگي انیشتين

راز های شگفت انگيز از زندگي انیشتين

هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله،همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم،خودتان را بااين هشت مورد،شگفت زده كنيد!

1-او با سر بزرگ متولد شد
وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

2-حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود
مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.

3-او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود
انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او “من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

4-او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد
درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود احساس نمي كرد.

5-علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت
انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

6-او فقط يكبار رانندگي كرد
انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت “سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد”سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

7-الهام گر او يك قطب نما بود
انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.

8-راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است..

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 6 اسفند1386 و ساعت 9:10 قبل از ظهر  
 راهکار جالب برای تشخیص جنسیت کودک

راهکار جالب برای تشخیص جنسیت کودک

آیا فرزندم دختر است؟
دانستن جنسیت نوزاد قبل از تولد خواسته هر انسانی است برای هر کس جالب و برای مادر و پدر آینده، لذت بخش،پس با دانستن این نکات و مشاهده انها می توانیم پی ببریم که کودک آینده تان دختر خواهد بود.

نکاتی که سلامت نیوز به انها اشاره دارد برای تشخیص دختر بودن فرزندتان به شرح زیر است:
-چاقی شما از ناحیه ران و قفسه سینه است.
-شکمتان به هندوانه شبیه شده.
-موهایتان هایلایت قرمز رنگ است.
-به میوه و غذای شیرین وآب پرتقال علاقه مند می شوید.
-در دوران حاملگی نسبت به دوران عادی و قبل از حاملگی حال خوبی ندارید.
-صورتتان بیش از پیش جوش می زند.
- اگر حلقه ی ازدواجتان را با نخ روی شکمتان آویزان نگاه دارید، به اطراف خواهد چرخید!
اگر این حالات در شما وجود دارد تبریک می گویم احتمالا کودک شما دختر خواهد بود!ولی نباید فراموش کرد که این نکات فقط تجربی بوده و امکان اشتباه در آنها هست!

———————————————
آیا فرزندم پسر است؟
دانستن جنسیت نوزاد قبل از تولد خواسته هر انسانی است برای هر کس جالب و برای مادر و پدر آینده لذت بخش ،پس با دانستن این نکات و مشاهده انها می توانیم پی ببریم که کودک آینده تان پسر خواهد بود.

نکاتی که سلامت نیوز به انها اشاره دارد برای تشخیص پسر بودن فرزندتان به شرح زیر است:
-به پروتئین ها علاقه مند شده اید.
-شکمتان جائی که است که شما از آن ناحیه چاق شده اید.
-پاهایتان از قبل سردتر شده.
-به غذاهای تند وشور علاقه مند شده اید.
-جالب است بدانید اگر کودک پسر باشد،پدر نیز همراه مادر شروع به چاق شدن می کند!
-حامله بودن برایتان خوشآیند است.
-حلقه ازدواجتان را با نخ روی شکمتان آویزان نگاه دارید، اگر پسر باشد دایره دایره می چرخد!
-شکمتان شبیه توپ بسکتبال شده.
اگر این حالات در شما وجود دارد تبریک می گویم احتمالا کودک شما پسر خواهد بود!ولی نباید فراموش کرد که این نکات فقط تجربی بوده و امکان اشتباه در آنها هست!

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 6 اسفند1386 و ساعت 9:7 قبل از ظهر